روایتی از جنس زندگی
«روایتی از جنس زندگی؛ آنجا که عشق، معجزه میآفریند…»
نزدیک به هفت ماه از آن روز پرالتهاب گذشت؛ روزی که صدای مهیب حادثه، قلب «ساختمان شهدای خلیج فارس» را لرزاند، اما استواری و شجاعت همکاران فداکارمان، مانع از خاموشی شعلههای امید شد.
هفت ماه از لحظههای نابی گذشت که پرستاران بخش مراقبتهای ویژه، آغوش خود را سپر بلای فرشتگان کوچک کردند و با دستهایی لرزان اما با ارادهای پولادین، جان نوزادان معصوم را از میان پنجرهها به آغوش امن زندگی رساندند…
و امروز، چرخ روزگار به زیباترین شکل ممکن چرخید؛
دخترک دوستداشتنی ما، در کنار خانوادهاش و با کولهباری از مهر و سپاس، به دیدار فرشتهی نجات خود آمد. لحظهای که او دوباره در همان آغوشی جای گرفت که روزی پناه جانش شده بود، بغضها به لبخند و اشکها به شوق بدل شد.
چه قاب باوقار و چه لحظهی باشکوهی… این همان معنای ناب ایثار و عشق در لباس خدمت است. ✨
نظر دهید